السيد الطباطبائي

73

سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )

بخواهى سرزمين مكه را براى تو پر از طلا سازم ؟ رسول خدا سر به سوى آسمان بلند كرد و گفت : اى خدا ، اين حال براى من بهتر است كه يك روز از غذا سير شوم و سپاس‌گزارى تو را كنم و روز ديگر گرسنه بمانم و از تو گدايى نمايم » . « 1 » 31 . در كافى از محمد بن مسلم روايت شده كه گفت : « شنيدم از امام باقر عليه السلام بيان مىكرد كه : فرشته‌اى پيش رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : خدا مختارتان فرمود به اين‌كه « عبد متواضع » و رسول باشى و يا اين‌كه « پادشاه » و رسول باشى . پس جبرئيل به من نظر افكند و با دستش اشاره كرد كه تواضع كن . حضرت فرمود : « بندگى و تواضع » را با رسالت اختيار كردم . فرشتهء مزبور در حالى كه كليدهاى خزائن زمين را به دست داشت ، گفت : اگر هم قبول كنى ، مقامى را كه پيش خدا دارى كم نخواهد شد » . « 2 » 32 . در نهج البلاغه روايت شده كه على عليه السلام فرمود : به پيامبر پاك و پاكيزهء خود تأسى كن . . . . تا آن جا كه فرمود : از دنيا به قدر حاجت اكتفا كرد و چشمان را به آن خيره نساخت و دهان خود را از آن پر نكرد و به آن التفات نفرمود . لاغرترين اهل دنيا بود از حيث شكم و گرسنه‌ترين آنان بود از جهت خوردن . خزائن دنيا بر وى عرضه شد ، ولى قبول نفرمود ؛ و چون فهميد كه خدا چيزى را دشمن دارد ، او نيز آن را دشمن داشت و چيزى را كه خدا حقير دانست ، او نيز تحقيرش كرد . و اگر چيزى در ما وجود نداشت جز آنكه دوست مىداريم آنچه را كه خدا و رسولش دشمن داشته . و تعظيم مىكنيم آنچه را كه خدا و رسولش تحقير كرده‌اند ، از جهت شقاوت و نافرمانى امر

--> ( 1 ) . صدوق ، العيون ، ص 199 ؛ صحيفة الرضا ، ص 22 ؛ شيخ طوسى ، الامالى ، ج 2 ، ص 144 ؛ ابن شهرآشوب ، المناقب ، ج 1 ، ص 178 ؛ طبرسى ، مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 23 ؛ جامع الاخبار ، ص 126 ؛ مجالس المفيد ، ص 73 و الكافي ، ج 8 ، ص 131 ( 2 ) . الاصول ، ج 2 ، ص 122 ؛ طبرسى ، الاحتجاج ، ص 111 ؛ شيخ طوسى ، الامالى ، ج 2 ، ص 144 ؛ صدوق في الامالي و ابن شهر آشوب في المناقب ، ج 1 ، ص 135 ؛ الكافي ، ج 2 ، ص 129 و ج 8 ، ص 131 و بحار الانوار ؛ ج 18 ، ص 334